دانلود رمان و آهنگ قدیمی

دانلود رمان جادوفش لاجوردی pdf از زهرا فرمانی (مهشید) با لینک مستقیم

رسانه اوای خیس در ستاد ساماندهی پایگاه های اینترنتی ثبت و مجاز میباشد
سه شنبه ۶ مهر ۱۴۰۰
33,862

دانلود

دانلود رمان توتیای چشمم pdf از مسیحه زادخو لینک مستقیم
دانلود رمان توتیای چشمم pdf از مسیحه زادخو لینک مستقیم
57,305

دانلود

دانلود رمان آواره pdf از مانیا لینک مستقیم
دانلود رمان آواره pdf از مانیا لینک مستقیم
156,049

دانلود

دانلود رمان نُت های هوس از مسیحه زادخو (فایل pdf) با لینک مستقیم
رمان نت های هوس !
330,457

دانلود

دانلود رمان خط و نشان pdf از مسیحه زادخو لینک مستقیم
خط و نشان - مسیحه
147,289

دانلود

دانلود رمان اربابی در ایران قدیم از مسیحه زادخو
رمان اربابی از مسیحه
482,659

دانلود

دانلود رمان عرق سگی از مسیحه زادخو با لینک مستقیم
رمان عرق سگی - مسیحه
دانلود رمان جادوفش لاجوردی

دانلود رمان جادوفش لاجوردی pdf از زهرا فرمانی (مهشید) با لینک مستقیم

برای اندروید و کامپیوتر و PDF

  نویسنده این رمان زهرا فرمانی (مهشید) میباشد

موضوع رمان: فانتزی/عاشقانه

خلاصه رمان جادوفش لاجوردی

 جادوفش لاجردی از دختری می‌گوید که سال‌هاست بر زمین فرستاده شده تا ماهیتش حفظ شود.

بی‌آنکه بداند چه کسی‌ست و چه قدرتی دارد زندگی می‌کند، اما همانکه با الکس استاد دانشگاهش رو به رو می‌شود،

گذشته و خود حقیقی‌اش برملا شده و این آغازی برای زندگی جاودان او در سرزمینش می‌شود. دل می‌بازد و دل می‌شکند،

اما با یک دیدارِ غیرمنتظره بین دوراهی قرار می‌گیرد و زندگی‌اش دستخوش تغییر قرار می‌گیرد..

رمان پیشنهادی:

دانلود رمان کلاه داران

قسمت اول رمان جادوفش لاجوردی

به‌هوش آمدم و با خود تصمیم گرفتم که این‌بار هر طوری شده با این پری یا هر موجود عجیب‌الخلقه‌ای که بود، صحبت کنم.‌

– اهم‌اهم، پری جون، آها مو سبز خوشگل!

صدا بدون تصویر گفت:

– قول می‌دید ظاهر شدم دوباره غش نکنید؟

یا خدا! این کجا بود؟

– توروخدا ظاهر شو این‌جوری وحشتناک‌تری!

دخترک زیبای موسبزی ظاهر شد و دوباره به من تعظیم کرد.

دخترک مو سبز:

– سلام ملکه!

با گفتن ملکه به من انگار همه‌ی ترسم یک‌باره رفت و متعجب گفتم:

– جان؟ چی‌شد؟ ملکه کیه؟

دخترک مو سبز گفت:

– بانو شما تا چند دقیقه‌ی دیگه از همه چیز با خبر می‌شید؛ اسم من آیسودا هست؛ دوست داشتم زودتر شما رو ببینم.

– مرسی از لطفت پری جون، فقط توروخدا من رو انقد گیج نکن؛ برو به اون ایکبیری بگو بیاد ببینم چرا من رو اورد این‌جا.

آیسودا گفت:

– بانوی من، برای شما درست نیست که این‌گونه حرف بزنید؛ شما ملکه هستید؛ باید شخصیت ملکه‌ها را هم داشته باشید.

– بابا این ملکه ملکه چیه من بارانم بیست ساله از کره زمین!

آیسودا خواست حرفی بزند که الکس مانع شد:

– تو هیچ وقت نظم و انضباط نداشتی، برو لباس‌هایی که …..

حقوق ناشران

چنانچه صاحب اثر رمان هستید و مایل حذف رمان خود از وبسایت هستید .

میتوانید به شماره 09174955727 در واتساپ پیام بدید.

برچسب ها

این مطلب بدون برچسب می باشد.

نظرات کاربران