دانلود رمان و آهنگ قدیمی

دانلود رمان حرامزاده ی استانبولی pdf از الیف شافاک با لینک مستقیم

رسانه اوای خیس در ستاد ساماندهی پایگاه های اینترنتی ثبت و مجاز میباشد
سه شنبه ۶ مهر ۱۴۰۰
33,832

دانلود

دانلود رمان توتیای چشمم pdf از مسیحه زادخو لینک مستقیم
دانلود رمان توتیای چشمم pdf از مسیحه زادخو لینک مستقیم
57,282

دانلود

دانلود رمان آواره pdf از مانیا لینک مستقیم
دانلود رمان آواره pdf از مانیا لینک مستقیم
156,041

دانلود

دانلود رمان نُت های هوس از مسیحه زادخو (فایل pdf) با لینک مستقیم
رمان نت های هوس !
330,442

دانلود

دانلود رمان خط و نشان pdf از مسیحه زادخو لینک مستقیم
خط و نشان - مسیحه
147,281

دانلود

دانلود رمان اربابی در ایران قدیم از مسیحه زادخو
رمان اربابی از مسیحه
482,635

دانلود

دانلود رمان عرق سگی از مسیحه زادخو با لینک مستقیم
رمان عرق سگی - مسیحه
دانلود رمان غمگین عاشقانه آوای خیس (5)

دانلود رمان حرامزاده ی استانبولی pdf از الیف شافاک با لینک مستقیم

برای اندروید و کامپیوتر و PDF

  نویسنده این رمان الیف شافاک میباشد

موضوع رمان : عاشقانه/اجتماعی

خلاصه رمان حرامزاده ی استانبولی

حرام‌زاده استانبول» داستان خانواده‌ای اهل ترکیه و خانواده‌ای اَرمنی-آمریکایی را

از زاویه دید چهار نسل از زنان روایت می‌کند داستانی دربارهٔ هنجارهای جامعه،

رازهای خانوادگی و نیاز مبرم به گفتگو و البته مفهوم فراموشی است؛

فراموشی جمعی که ترکیه به‌طور کل دچار آن شده‌است

رمان پیشنهادی:

دانلود رمان عشق دوم

قسمت اول رمان حرامزاده ی استانبولی

چطور یک مشت گل از وسط آبی که زیر سنگ جمع شده بود، پاشید به دامن

سیکلمهاش، هر چه فحش و فالکت بلد بود، ردیف کرد تنها زن خانواده و از معدود

زنان ترکی بود که فحشهای آبدار را آزادانه، با صدای بلند و به جا بر زبان میآورد

به همین دلیل هر بار که شروع میکرد، طوری فحش میداد، انگار دارد به جای همه

فحش میدهد اینبار هم همانطور کرد میدوید و به شهردار جدید و قبلی فحش

میداد، چون از زمان کودکی به یاد نداشت که هیچوقت باران ببارد و این سنگها

سر جای خودشان محکم قرار گرفته باشند اما پیش از آنکه انبان فحشهایش را

کامالً خالی کند، یکباره ایستاد و چانهاش را باال گرفت، انگار کسی اسمش را صدا

زده باشد: به جای آنکه دنبال آدم آشنا بگردد، سرش را با دلخوری به سوی آسمان

گرفت، چشم غره رفت و موج دیگری از طعن و لعن را اینبار نثار باران کرد که بنا به

۱مادربزرگ عین کفر بود شاید کسی از باران

قانون نانوشته و واجب االجرای پتیت-ما

خوشش نیاید، اجباری که نیست، اما تحت هیچ شرایطی نباید به چیزی که از آسمان

میآید، بیاحترامیکرد، چون به اختیار خود که نمیبارد، فرمان قادر متعال است که

اجرا میشود

طبیعیست که سلیها هم قانون نانوشته و واجب االجرای پتیت-ما ..

حقوق ناشران

چنانچه صاحب اثر رمان هستید و مایل حذف رمان خود از وبسایت هستید .

میتوانید به شماره 09174955727 در واتساپ پیام بدید.

نظرات کاربران